شبم یلدای پر درد است بر گرد
در اینجا قحطی مرد است برگرد
تو در کوچی و من پا بست پاییز
پرستو کلبه ام سرد است بر گرد
"زمستان ۷۳ "
پ.ن : آنقدر توی بیراهه ها رفتی که راه برگشت را گم کردی.
پ .ن:این روزا خیلی به این اصل که "تاریخ تکرار می شود" اعتقاد پیدا کردم
فراموش کن چیزی رو که نمی تونی بدست بیاری، و بدست بیار چیزی رو که نمی تونی فراموشش کنی.
خیانت این نیست که شب را با دیگری بگذرانی... خیانت می توانددروغ دوست داشتن باشد !
خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری... خیانت می تواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد.
"شکسپیر "
پ .ن: این روزا همش خیسم.نمی دانم از باران است یا از...؟
آفتابگردان عاشق بدنبال آفتاب آسمان را جستجو می کرد.
ناگهان ستاره چشمک زد.
آفتابگردان سرش را پایین انداخت.
" گلها خیانت نمی کنند "
(شمس تبریزی)
غمت بر شانه ام بگذار و بگذر
نگاهت از دلم آوار می ساخت
به دام عشق تو سر می سپارم
اسير دانه ات بگذار و بگذر
تو شمع بزم از ما بهترانی
مرا پروانه ات بگذار و بگذر
شراب ناب چشمت وعده ها داد
تهی پيمانه ات بگذار و بگذر
مرا در خاطرت يک نام بگذار
سپس افسانه ات بگذار و بگذر
تو امشب بر نگاهم راه بستی
مرا بيگانه ات بگذار و بگذر
خمار آلود آن چشم سياهم
مرا مستانه ات بگذار و بگذر
به رسوایی عشقت شهره گردم
مرا ديوانه ات بگذار و بگذر